بخشش (و شايد فراموشي) براي زندگي سالم تر

بسياري از مردم به بخشش به عنوان يك تكليف يا يك مانع مي نگرند- ضرورتي كه احساس مي كنند بايد آن را انجام دهند.

بسياري از مردم به بخشش به عنوان يك تكليف يا يك مانع مي نگرند- ضرورتي كه احساس مي كنند بايد آن را انجام دهند. در حالي كه ببخش براي بسياري كار آساني نيست، اما مهارتي است كه مي توان آن را آموخت. سوء برداشتها در مورد معناي بخشش و بخشيدن بيشتر در رابطه با فرد بخشنده است تا شخص بخشيده شده.

همهٔ نوشته‌ها

آنچه كه مهم است اين است كه بخشايش مزايايي براي سلامت دارد. شما عمدا انتخاب مي كنيد كه احساسات منفي از شما دور شده و افكار منفي و انگيزه هاي منفي در مورد كسي كه شما را رنجانده است را فراموش مي كنيد. در اين رها كردن افراد به خود تعهد مي دهند كه ديگر خود را به خاطر اقدام مذكور نرنجانند. اين بدان معنا نيست كه بپذيرند آن اقدام اقدامي خوب بوده است.

بخشيدن همانند يك پاكسازي دروني است. سبب ميشود از مقصر دانستن ديگري براي زندگي كنوني خود دست بكشيد. بهترين تعريفي كه تا به حال شنيده ام از زني بوده است كه دخترش به قتل رسيده بود: بخشيدن يعني گذشتن از همه بديها براي يك آينده بهتر. اين به معناي صرف نظر كردن از رفتار بد يا حتي فراموش كردن آن نيست.

بخشش براي زندگي سالم تر
بخشش براي زندگي سالم تر

بخشيدن و رابطه آن با سلامت

چه بخشيدن شامل يك اشتباه، مقابله يك دوست در برابرتان يا تشخيص يك بيماري مزمن باشد در هر صورت تحقيقات نشان مي دهد كه مزاياي زيادي بر سلامت شما دارد. از جمله:

سلامت بهتر فيزيكي و روحي

در تحقيقي بر روي 148 بزرگسال، ميزان قرار گيري آنها در برابر استرس، توانايي براي بخشش و وضعيت سلامت آنها سنجيده شد. مشخص شد كساني كه استرس بيشتر و سطح پايين تري براي بخشايش داشتند از سلامت ذهني و فيزيكي كمتري نيز برخواردار بودند. نتيجه گيري شد كه ايجاد يك سبك تطابقي بخشايشي سبب به حداقل رساندن اختلالات مربوط به استرس ميشود.مهارتهاي بهتر در تفكر

بخشيدن شرايط ناخوشايند مثل برخورد با يك كاري كه از آن متنفر هستيد، يك بيماري مزمن و مرگ يك عزيز سبب “عملكرد اجرايي” بهتر ميشود مثل توانايي برنامه ريزي، تكميل وظايف و سازماندهي.

رهايي از درد اجتماعي

بخشش مي تواند به كاهش درد اجتماعي كمك كند حداقل زماني كه با استامينوفن تركيب شده باشد. درد اجتماعي به عنوان احساسي تعريف ميشود كه مي تواند با طرد اجتماعي همراه باشد. محققان باور دارند كه استامينوفن مي تواند علائم آن را تسكين دهد. در تحقيقي به 42 جوان بزرگسال روزانه 1000 ميلي گرم استامينوفن، يك شبه قرص از 400 ميلي گرم پتاسيم داده شد و به چند نفر هم هيچ چيزي داده نشد. براي مدت 20 روز هر روز در آنها سطح بخشايش و درد اجتماعي و بررسي شد. استامينوفن توانسته بود سطح درد اجتماعي را كاهش دهد اما تنها در كساني كه سطوح بالاتري از بخشايندگي داشتند.

افسردگي كمتر

عدم بخشايش و افسردگي با هم رابطه دارند. در تحقيقي 311 فرد كره اي مورد بررسي قرار گرفتند و محققان دريافتند كه خود دلسوزي رابطه ميان فقدان بخشايش و افسردگي را تعديل مي كند به اين معنا كه كساني كه خود دلسوزي كمتري دارند بيشتر احتمال دارد به افسردگي دچار شوند.

بازدهي بيشتر در كار

بخشايش در محل كار استرس را كاهش مي دهد. محققان در تحقيقي بر روي 262 كارگر سطح بخشايش، فقدان بازدهي ، غيبت از كار، استرس و مشكلات در سلامت را بررسي كردند. بخشايش در يك محل كار خاص سبب بازدهي بيشتر و مشكلات ذهني و فيزيكي كمتر شد.

چه كساني بهتر مي توانند بخشند؟

در داستان ها در مورد بخشايش اغلب از يك ايمان قوي به عنوان يك نيروي محرك ياد شده است اما تنها كساني كه ايمان قوي دارند نيستند كه مي توانند به راحتي ببخشند.  كساني كه اصطلاحا “مناعت طبع فلسفي” دارند راحت تر مي توانند بخشند. برخي از مردم به سادگي مي گويند: زندگي با مشكلاتش پيش مي رود. من بالاخره مي ميرم. چيزهاي بد هميشه اتفاق مي افتند. من بايد اين مطلب را هميشه به خاطر داشته باشم و در اين جريان گم نشوم.

در موقعيت هاي ديگر، برخي از افراد ممكن است آن قدر از خود رنجيده باشند كه عميقا نسبت به خود و ديگران احساس ترحم داشته باشند .

براي برخي ديگر، نيروي محرك مي تواند گرايش براي رها كردن باشد- آزادي از زنداني شدن در چنگ يك آسيب قديمي. افراد خود شيفته كه فكر مي كنند تنها كساني هستند كه مهم به شمار مي آيند اوقات سخت تري براي بخشيدن دارند. در حالي كه كساني كه سطح بالاي قدرشناسي دارند سريعتر مي بخشند. آن ها آن قدر خوبي در دنيا مي بينند كه راحت تر مي توانند بدي ها را ببخشند.

اميد داشتن به اينكه كارها به سمت خوب تر شدن پيش مي روند، تواضع و قدر شناسي سه مشخصه فردي هستند كه افراد را در سريعتر بخشيدن كمك مي كنند.

تصميم يك زن براي بخشيدن

در سال 2007، دختر 20 ساله باربارا مانگي كشته شد. مانگي نه تنها قاتل را بخشيد بلكه هر از چند گاهي به او در زندان نامه مي نوشت او به 35 سال زندان محكوم شده بود.

مانگي كه حالا 63 ساله است هميشه به عنوان يك كاتوليك ايمان قوي داشته و خواست كه قاتل دخترش را ببخشد. او اين كار براي او هم آسان نبود. من در ابتدا بسيار خشمگين بودم. هيچ وقت فكر نمي كردم ممكن است همچين اتفاق وحشتناكي براي او بيافتد. نمي توانستم بگذارم برود. من فقط خواهان عدالت بودم.

دختر باربارا مانگي، دايانا، در سال 2007 به قتل رسيد. او به خاطر آموزه هاي ديني كاتوليك خود قاتل دايانا را بخشيد. او مي گويد: يادم مي آيد كه با خداي خودم گفت و گويي داشتم مي گفتم، من مي دانم كه بالاخره اين آدم را مي بخشم اما كمك كن بفهم چگونه. مانگي البته مي گويد كه مدتها به مديتيشن پرداخته در طبيعت راه مي رفته و تحت نظارت يك درمانگر قرار داشته است.

در زمان اعلام حكم هنوز قلب من سخت بود. قاتل از قاضي خواست كه با خانواده مقتول صحبت كند. او مي گفت كه چقدر از اين اتفاق متاسف است. او گفت كه هيچ گاه نمي خواسته به دايانا آسيبي برساند. تنها كاري كه مي تواند انجام دهد اين است كه مابقي عمرش را براي ما دعا كند.

مانگي به ياد دارد كه او صدايش مي لرزيد و اشك در چشمانش جمع شده بود. در آن لحظه، من در واقع احساس كردم كه دلم برايش مي سوزد. از همين جا بود كه بخشايش من شروع شد. خيلي زود بعد از آن او شروع كرد به احساس ترس از داشتن اين دلسوزي، در واقع نگران واكنشهاي خانواه اش بود. سپس دخترش سارا اعتراف كرد كه او هم همين حس دلسوزي را دارد و مي ترسيد كه مادرش او را ديوانه بداند. مانگي مي گويد او متوجه شد كه خود دايانا نيز او را تا حالا بخشيده است.

در نهايت مانگي نامه اي به قاتل كه ظاهرا مشكلات رواني داشته مي نويسد و مي گويد كه او را بخشيده است. بعد از اينكه توانستم او را ببخشم احساس آزادي خيلي بيشتري مي كردم. احساس مي كردم با خودم و با جهان در صلح هستم.

ياد گرفتن بخشيدن

اول مهم اين است كه بپذيريد چيزي شما را رنجانده است. و بايد بتوانيد عدالت را از بخشايش جدا كنيد. در مورد فردي كه به قتل متهم شده است برخي مي گويند اگر حكم كمتر و سبك تر از آنچه كه فكر مي كرديد صادر گردد بخشش بدست نمي آيد. اما ما نگاه متفاوتي داريم. عدالت ربطي به بخشش ندارد. برخي هيچ عدالتي نمي بينند ولي باز هم مي بخشند. و گاهي عكس اين هم مي تواند درست باشد.

اما “خلاء بي عدالتي” مي تواند در تمايل براي بخشش نقش داشته باشد. مثلا اگر مجرم احساس ندامت نكند سبب ايجاد اين خلاء بي عدالتي شده و برخورد با مجرم را سخت تر مي سازد.

انتقام گرفتن از كسي كه اشتباهي در برابر شما مرتكب شده است ممكن است در ابتدا احساس آرامشي به شما بدهد. اما عاقبت تلخي در آن خواهيد يافت كه اين تلافي مايوس كننده است. آنها از تلافي و رنجي كه به ديگران رسانده اند خسته مي شوند. مي خواهند از شر اين تلخي و خشم و رنجش رها شوند.

مانع ديگري كه بر سر راه بخشش قرار دارد رسيدن به اين نتيجه است كه فردي كه اشتباه يا جرم بر روي او صورت گرفته خود مستعد و آسيب پذير بوده و در كنترل نبوده است.

نمي توان بخشش را به كسي توصيه كرد. شما نمي توانيد به فردي كه قابليت بخشش ندارد توانيد بيش از آنچه كه به يك الكي توصيه مي كنيد كه الكل را ترك كند كار ديگري نمايد. هيچ يك از اين توصيه ها كار كردي ندارند. فرد خودش بايد  بخواهد كه ببخشد.

توصیه کارشناسان

اما زماني كه فردي دارد براي بخشيدن تصميم گيري مي كند كارشناسان مي توانند در اين امر به او كمك كنند. در ميان نكاتي كه كارشناسان در اين زمينه به آن تاكيد دارند مي توان به موارد زير اشاره كرد:

  • بايد برايتان مشخص و واضح باشد كه چه چيزي شما را رنجانده است.
  • طرف ديگر معامله را نيز ببينيد. به جاي اينكه فرد ديگر را يك شيطان ببينيد از خود بپرسيد ببينيد اگر جاي او بوديد شايد خود هم همين اشتباه را مي كرديد.
  • به ياد بياوريد كه در گذشته زماني كه كسي را بخشيده ايد چه قدرشناسي از شما شده است.
  • بر مزاياي بخشش تمركز كنيد. برخي از افراد فكر مي كنند باري از روي دوششان برداشته شده است.
  • زماني كه به خلاف بخشش فكر مي كنيد- خشم و بازگشت دائم به پاسخ استرس—مزاياي آن آشكارتر ميشود.

شيوه “بخشش براي خاطر خدا” برنامه اي است 9 مرحله اي كه بر هدف يافتن صلح و توجه به اينكه “خوب زندگي كردن مي تواند بهترين انتقام شما باشد، متمركز است.

فردي كه شما او را بخشيده ايد نبايد الزاما زنده باشد و يا حتي بداند كه او را بخشيده ايد. بخشش به طور كل بر پايه قرباني است نه متخلف.

گاهي شما به فرد خطاكار دسترسي نداريد و گاهي هم خودتان نمي خواهيد به او اطلاع دهيد كه بخشيده ايد. در هر دو صورت، بخشش فرآيندي است در درون. و به اين معنا نيست كه الزاما بايد با فرد خطاكار رو به رو شويد.

تصميم براي بخشيدن براي اقدامات جدي مثل قتل به اين معنا نيست كه فردي كه رنجيده ديگر اندوهگين نيست. اما هر چه بخشيدن در زمان كوتاه تري پس از جراحت جدي مثل كشته شدن فردي كه دوست داشتيد انجام شود فرآيند از بين رفتن اندوه سريعتر انجام مي گردد.

بخشيدن از غم و اندوه خوردن جداست. هر كسي حق دارد ناراحت شود، اين يك واكنش طبيعي انساني است اما هر كسي نمي تواند منتفر باشد.

اگر هنوز نمي توانيد ببخشيد

حتي با وجود مزايايي كه بخشش دارد اما انجام آن مي تواند سخت باشد مخصوصا براي قربانيان اقدامات سبعانه از جمله جرايم خشونت آميز. كارشناسان در زماني كه بخشش حقيقتا ممكن نيست جايگزين هايي را پيشنهاد مي دهند.

گاهي ممكن است نتوان كسي را كه رفتار بدي داشته است بخشيد. در اين صورت پيشنهاد ميشود كه هدف، بخشيدن زندگي تان براي ايده آل نبودنش باشد، دنيايي كه همه ما در آن زندگي ميكنيم. هدف در آغوش گرفتن كل زندگي با اين درك است كه رنج بخشي از كل زندگي است.

راههاي زيادي براي برخورد با بي عدالتي وجود دارد كه نه تنها شامل بخشش بلكه رفتن به دنبال عدالت، پذيرش و پيش رفتن و يا مشاهده اجراي عدالت ميشود. فردي مي تواند بگويد: من نمي توانم ببخشم اما با اين رنجش با يك يا چند گزينه جايگزين پيشنهادي كنار بيايد.

به نظرم بهتر است بگوييد: من فعلا نمي توانم ببخشم. اما اميدوارم بتوانم راهي براي ببخش در آينده بيابم. اميد زيادي در بخشش وجود دارد به عبارتي اميد براي فرداي بهتر و براي بهتر شدن كسي كه او را بخشيده ايد. بخشش خود اميد را شكل مي دهد اما در عين حال لازمه بخشش اميد است.

كلمات كليدي: بخشش، درد اجتماعي، خود دلسوزي، مناعت طبع فلسفي، خلاء بي عدالتي

مهشید دولتی

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

پست بعدی

رژيم روزه داري يا فستينگ

ش ژانویه 11 , 2020
آن چه را كه مي خوريد اهميت دارد. بسياري از تحقيقات نشان داده اند نوع غذايي كه مي خوريد بر سلامت شما تاثير دارد.
رژيم روزه داري

سردبیر

دکتر رضا اسدی

من یکی از بزرگترین اهداف همیشگی ام، ترویج شیوه زندگی سالم بوده است. این کار را با آموزش سلامت به بیمارانم آغاز کردم و سپس در فضای مجازی آن را توسعه دادم.

دسترسی سریع